«شکر الله مساعیک» رهبری به طلبه سیرجانی و چند سوال

محمد جواد کربلایی

14 فروردين 1388 ساعت 20:09

با وجود دستور قبلي رهبر معظم انقلاب براي آزادي جهانشاهي از زندان كرمان، چه كساني هستند كه صلاحيت خود را بيشتر از رهبر انقلاب مي‌دانند و چه دست هاي قدرتمندي وجود دارد كه اين فرد را مجدّداً و به بهانه يا جرمي واهي دستگير و محاكمه مي‌كنند؟ چرا نبايد اعتراضات نيروهاي مؤمن و عدالت‌خواه از جمله جوانان دانشجو و طلبه، مورد اعتنا واقع نشود و فريادها و گلايه‌هاي اين نزديكترين و دل‌سوزترين نيروها به انقلاب، اين‌گونه با بي‌توجهي مواجه شود؟


محمد جواد کربلایی*

با گذشت یازده روز از آزادی طلبه سیرجانی از زندان اوین به فرمان رهبرمعظم‌انقلاب، این اتفاق انعکاس رسانه‌ای درخوری نیافته و بایکوت خبری رفتار عدالتخوهانه این طلبه سیرجانی همچنان ادامه دارد. 

این در حالیست که اغلب رسانه‌ها صرفاً به مخابره خبر آزادی وی که اولین بار توسط شبکه ایران منتشر شد بسنده کردند. به نظر می رسید با توجه به دستور مستقیم رهبر انقلاب در این زمینه و اعتراض های دانشجویی-طلبه ای به نوع رفتار قضایی علیه این طلبه جوان، آزادی وی علی‌القاعده تا مدتها توجه فعالان رسانه‌ای و سیاسی و فرهنگی را به خود جلب کند. 

حجت‌الاسلام‌جهانشاهی طلبه حوزه علمیه قم است که امامت جماعت مسجد امام‌حسن(علیه‌الپایه نهم سلام) در سیرجان را برعهده داشته است. او در اواخر عمر دولت اصلاحات اقدام به تأسیس «مجمع جوانان مسجدی» در سیرجان کرده و به فعالیت های مذهبی و امربه‌معروف‌ و نهی‌ازمنکر می‌پردازد که البته فعالیت های ابتدایی این مجمع بیشتر معطوف به مسائل خُرد فرهنگی بود. اما بعد از مدتی با تأکیدات مقام‌معظم‌رهبری مبنی بر مطالبه عدالت و پاسخ‌خواهی از مسئولین در سالهای 83 و 84، این فعالیتها وارد مرحله ديگري شده و در راستاي مطالبه عدالت از مسئولین قرار گرفت.

زمين‌خواري‌هاي سيرجان از مفاسد اقتصادي حيرت‌انگيزي است كه طيّ اين سالها انجام شده و از بزرگترين زمين‌خواري‌هاي سال هاي اخير كشور محسوب مي‌شود. دامنه اين مفاسد تا جايي بوده كه حجت‌السلام علما امام‌جمعه شهر سيرجان نيز با عنوان اينكه «حتي پرنده‌هاي آسمان هم ماجراي زمين‌خواري سيرجان را مي‌دانند» از آن ياد كرده بود. همچنين رسانه ملي نيز در اخبار 20:30 با عنوان «بزرگترين زمين‌خواري كشور» از زمين‌خواري‌هاي سيرجان نام برده بود. به اين ترتيب اولين نهي از منكري كه توسط مجمع جوانان مسجدي سيرجان به رهبري حجت‌الاسلام‌عليرضا جهانشاهي انجام شد و موجب تحريك زمين‌خواران و بعضي مسئولين زيربط اين پرونده شد، از اينجا آغاز شد كه به سال 1385 برمي‌گردد.

در گير و دار اين اعتراضات، عليرضا جهانشاهي به تهران نيز سفر كرده و اعتراض خود را به گوش مسئوليني از جمله داود احمدي‌نژاد رئيس وقت بازرسي ويژه رياست‌جمهوري مي‌رساند كه احمدي‌نژاد به او توصيه مي‌كند طوماري مردمي از اين اعتراض تهيه كند. اما هنگامي‌كه اين طلبه عدالتخواه در مسجدامام‌حسن(عليه‌السلام) اقدام به تهيه اين طومار و جمع‌آوري امضا از مردم(بالغ بر سه‌هزار امضا) مي‌كرده است، به جرم فريب دادن مردم در رابطه با ثبت‌نام زمين بازداشت مي‌شود و تنها چيزي كه در بازجويي‌هاي او مطرح مي‌شود، فريب مردم براي ثبت‌نام زمين است، نه بحث زمين‌خواري‌هاي سيرجان. 

دادگاهي كه در كرمان در همين رابطه براي محاكمه طلبه سيرجاني تشكيل مي‌شود، وي را به سه‌ماه ‌و يك‌ روز حبس محكوم مي‌كند كه البته اين حكم با اعتراض دانشجويان و طلّاب همراه شده و سرانجام او بعد از حدود پنجاه روز به دستور رهبر معظم انقلاب، از زندان آزاد شده و با استقبال پرشور مردم مواجه مي‌شود.

حجت‌الإسلام‌والمسلين‌‌جهانشاهي كه پس از آزادي، تغيير محسوسي را در رابطه با محاكمه زمين‌خواران بزرگ نمي‌بيند، اعتراض‌هاي خود را از سر گرفته و تيرماه سال گذشته با پاي پياده به سمت تهران راه مي‌افتد تا براي چندمين‌بار صداي عدالتخواهي مردم را به گوش مسئولين برساند. او قصد داشت به محض رسيدن به تهران، در مقابل يكي از نهادهاي مربوط به پرونده زمين‌خواري سيرجان تحصّن كند تا به خواسته‌اش پاسخ داده شود و قرار بود در طول مسير نيز جمعي از طلّاب و دانشجويان به او بپيوندند تا اين حركت را به ثمر برسانند. وي از استان‌هاي كرمان و يزد گذشته و تا استان فارس هم پيش مي‌رود. اما پس از طي سيصد و نود كيلومتر، در شهرستان «سورمغ» از توابع شهرستان آباده واقع در شمال استان فارس، براي دومين‌بار بازداشت مي‌شود، ولي اين‌بار به جرم «اقدام خلاف شؤون روحانيت و تشويش اذهان عمومي».

اين‌بار او در دادگاه ويژه روحانيت شيراز محاكمه شده، به حدود دوسال حبس محكوم مي‌شود. او مدتي را در زندان شيراز بود كه 55 روز از اين زمان را در انفرادي به سر مي‌برد. بعد از آن نيز در پي درخواست خانواده او مبني بر انتقال او به زندان قم (به خاطر نزديكي به محل زندگي) با طرح اين مسأله از سوي مسئولين كه زندان قم جايي براي او ندارد، به زندان اوين تهران منتقل مي‌شود. 

به‌زندان‌افتادنِ مجدّد جهانشاهي به جرم عدالت‌خواهي با اعتراض بسياري از دانشجويان و طلّاب همراه بود. در بسياري از نشريات دانشجويي به اين حكم اعتراض شده و بيانيه‌هاي متعدّدي از سوي تشكّل‌هاي مختلف دانشجويي صادر شد. همچنين دانشجويان عدالت‌خواه شيراز دوبار در مقابل دادگاه ويژه روحانيت شيراز تجمّع كردند. تجمّع سومي نيز از طرف دانشجويان سراسر كشور در مقابل همين دادگاه برگزار شد.

در مدت حبس جهانشاهي در اوين، سختي هاي متعدّدي به او تحميل مي‌شود كه قطع موقّت جيره بهداشتي،‌ تبعيد به بند عمومي زندان و چندين بار رفتن به زندان انفرادي(در مجموع 73 روز) آن هم بدون دليل موجّه تنها بخشي از آنهاست.

«شَکَرَ الله مَساعیکَ»

بعد از گذشت هشت‌ماه‌وده روز از حبس، جهانشاهی به فرمان رهبرمعظم‌انقلاب(مدّظلّه‌العالی) و با دریافت پیام شفاهی ایشان با عنوان «شَکَرَ الله مَساعیکَ»، در حالی که حدود پانزده‌ماه از حبسش باقی مانده بود،‌ آزاد شد. آزادی او مانند گذشته با استقبالی جمعی از دانشجویان در کنار زندان اوین و همچنین استقبال جمعی از طلبه‌ها به هنگام ورود او به قم همراه بود.

آزادي مجدّد اين طلبه عدالت‌خواه به فرمان حضرت‌آيت‌الله‌خامنه‌اي، سئوالات بسياري را در ذهن همه مي‌پروراند: 

* آيا اگر جهانشاهي جرمي مرتكب شده بود، رهبر انقلاب براي دومين‌بار او را آزاد مي‌كرد؟ آيا اين فرمان، پيامي با خود ندارد و آيا نبايد حداقل كوچكترين توجهي به حرف اين طلبه كرد؟ 

* آيا مسئولين اجرايي، تقنيني و قضايي كشور نمي‌توانستند و نبايد كاري در اين زمينه انجام دهند؟ مگر نه اين است كه رهبر معظم انقلاب، نظري ويژه به اين موضوع دارد؟ تا كِي مسئولين امر، بايد از ايفاي مسئوليت خويش شانه خالي كنند تا رهبر انقلاب وارد صحنه شده و براي موارد جزئي نيز شخصاً دستور بدهند؟ 

* با وجود دستور قبلي رهبر معظم انقلاب براي آزادي جهانشاهي از زندان كرمان، چه كساني هستند كه صلاحيت خود را بيشتر از رهبر انقلاب مي‌دانند و چه دست هاي قدرتمندي وجود دارد كه اين فرد را مجدّداً و به بهانه يا جرمي واهي دستگير و محاكمه مي‌كنند؟ 

* چرا نبايد اعتراضات نيروهاي مؤمن و عدالت‌خواه از جمله جوانان دانشجو و طلبه، مورد اعتنا واقع نشود و فريادها و گلايه‌هاي اين نزديكترين و دل‌سوزترين نيروها به انقلاب، اين‌گونه با بي‌توجهي مواجه شود؟ 

* به چه اجازه‌اي و براساس كدامين قانون چنين فردي را در انواع شرايط سخت قرار داده و از انفرادي، تبعيد به بند عمومي، قطع جيره بهداشتي و حتي دوماه‌و‌نيم ممنوعيت ملاقات با خانواده نيز خودداري نكرده‌اند؟ 

* چگونه شده است كه عدالت‌خواهي و نهي‌ازمنكر در جمهوري اسلامي، اقدام خلاف شؤون روحانيتِ شيعه‌علي(ع) و حسين(ع) محسوب مي‌شود؟ مگر نه اينكه علي(ع) قرباني عدلش شد و امام‌حسين(ع) شهيدِ امربه‌‌معروف و نهي‌ازمنكر؟ 

* سكوت روحانيون شيعه در اين ميان چه معنايي دارد؟ مگر نه اين است كه تاريخ روحانيت شيعه، تاريخ مبارزه، حق‌طلبي و عدالت‌خواهي است؟ 

* حسّ مسئوليت برخي تشكل هاي دانشجويي مدّعي گفتمان انقلاب اسلامي و خطّ امام و رهبري را چه شده است كه در چنين مواقعي فقط بايد شاهد سكوتشان باشيم؟ 

* و در آخر بايد پرسيد بعد از اين همه ماجرا، با پرونده زمين‌خواري‌هاي سيرجان و در واقع با جريان عدالت‌خواهي چگونه رفتار خواهد شد؟ به شيوه رهبر فرزانه انقلاب، يا باز هم با ...


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
* توضیح: این گزارش برای شبکه ایران ارسال شده بود که با حذف سوالات انتهایی منتشر گردیده بود.


کد مطلب: 2843

آدرس مطلب: http://www.adlroom.org/vdci.5arct1avpbc2t.html

عدالتخانه (پايگاه جمعی عدالتخواهی اسلامی)
  http://www.adlroom.org