امروز جمعه 21 اسفند 1388
Friday 12 March 2010
داخلی  »  يادداشت  »  جبهه مقاومت جهانی

ديپلماسي فعال، قرباني ديپلماسي فراموشي؛

ایران-لیبی؛ خطر بازگشت انفعال سياست خارجي

مرجع : سیاست روز 22 دي 1386 ساعت 9:05
به هر حال، امام موسي صدر، شهروند جمهوري اسلامي ايران به شمار مي رود و از اين رو بر دولت مردان و صاحبان همت و مسئوليت است كه با تدبيري درست كه به نتايجي مطلوب منتهي شود، دولت ليبي را در فشار گذارند و از همه توان ديپلماتيك و بين المللي براي آشكار شدن سرنوشت مظلوم اين ربايش و بلكه مظلومان اين ربايش بهره گرفته شود؛
ایران-لیبی؛ خطر بازگشت انفعال سياست خارجي
محسن مقصودي
 
سفر برخي مقامات كشورمان به كشورهاي ليبي و مصر، استمرار مذاكرات منفعلانه با آمريكا و همچنين اظهارات سوال برانگيز اخير وزير خارجه در خصوص سهم ايران در درياي خزر شائبه هايي در خصوص بازگشت انفعال به سياست خارجي ايران ايجاد كرده است.

پس از انفعال ايران در مذاكرات با آمريكا و استمرار اسارت 5 ديپلمات ايراني در عراق، عدم عذرخواهي كاخ سفيد پس از آزادي برخي از اين ديپلمات ها و عدم پايبندي شيطان بزرگ به تعهداتش در خصوص عراق، اكنون آغاز روابط گسترده با ليبي و مصر نيز سوالات جدي ديگري در خصوص خطر بازگشت انفعال در ديپلماسي ايران مطرح كرده است.
 
اگر بتوان موضوع گسترش روابط با مصر را ـ كه بنيانگذار جريان سازش با رژيم صهيونيستي است- با فرض مصالح بزرگتر دنياي اسلام ناديده گرفت (كه اين موضوع جاي ترديد فراوان دارد)، به هيچ وجه نمي توان از موضوع ارتباط گسترده و روابط ديپلماتيك با دولت قذافي آنهم بدون هيچ گونه اشاره اي به مسووليت ليبي در سرنوشت امام موسي صدر، به راحتي عبور كرد. 

در اين خصوص آنچه جاي تعجب است اظهارات پرويز داوودي
در اين خصوص آنچه جاي تعجب است اظهارات پرويز داوودي در ديدار مسوولان ليبي است كه «وي بر گسترش روابط همه جانبه با ليبي به عنوان يك كشور افريقايي ، مسلمان و انقلابي(!) تاكيد مي كند». مشخص نيست معاون رييس جمهور بر مبناي چه اصولي، دولت ليبي را «انقلابي» خطاب مي كند، دولتي كه متهم اصلي ربايش و ناپديد شدن امام موسي صدر است و مواضع منفعلانه و بي ثبات آن سالهاست كه مسلمانان را مي آزارد
در ديدار مسوولان ليبي است كه «وي بر گسترش روابط همه جانبه با ليبي به عنوان يك كشور افريقايي ، مسلمان و انقلابي(!) تاكيد مي كند». مشخص نيست معاون رييس جمهور بر مبناي چه اصولي، دولت ليبي را «انقلابي» خطاب مي كند، دولتي كه متهم اصلي ربايش و ناپديد شدن امام موسي صدر است و مواضع منفعلانه و بي ثبات آن سالهاست كه مسلمانان را مي آزارد. 

ديپلماسي فعال، قرباني «ديپلماسي فراموشي»

اگرچه دولت نهم با ديپلماسي فعال در صحنه بين الملل خصوصا موضوع هسته اي موفقيت هاي چشمگيري داشته است، اما برخي موضوعات نظير اصرار بر مذاكرات بي نتيجه ايران و آمريكا، درخواست عجولانه برقراري ارتباط با مصر و فراموشي موضوع شهيد خالد اسلامبولي و نظرات صريح امام در خصوص «حسني مبارك» و سرانجام موضوع رابطه گسترده با ليبي و فراموشي طرح موضوع امام صدر اين شائبه را ايجاد كرده است، كه دولت نهم علي رغم مواضع انقلابي خود در برخي امور با «ديپلماسي فراموشي» سعي نموده تا از برخي مواضع اصولي در سياست خارجه به آرامي عبور كند، كه اين موضوع سوالات جدي را ايجاد كرده است. 

در همين خصوص «تابناك» نيز با انتقاد از فراموشي پيگيري مسئله امام موسي صدرـ به عنوان يك تبعه ايراني ـ از ديدارهاي اخير داوودي با قذافي و ساير مقامات ليبيايي كه پس از ديدار متقابل وزير خارجه ليبي از ايران انجام شد انتقاد كرده است: سال جاري از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي، سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي ناميده شد. شايد توقع آن بود كه يكي از مهمترين كارهايي كه بايد در اين سال انجام مي شد، كار جدي و مؤثر براي تعيين سرنوشت و آزادي شخصيت برجسته جهان اسلام، امام سيد موسي صدر باشد. 

با اين وصف، گسترش مناسبات و رفت و آمدهاي ديپلماتيك با كشور ليبي و شخص قذافي كه عامل اصلي ربايش امام موسي صدر و دو همراه ايشان است، شدت گرفته است. معاون اول رئيس جمهور در ديدار از ليبي به گسترش مناسبات با اين كشور پرداخت و اسناد همكاري گوناگوني
جالب آن كه سران ليبي و به ويژه قذافي هم تا كنون در اين زمينه پاسخگو نبوده و حتي با طرح مسأله پرداخت مبالغي به خانواده امام صدر، بر آن بوده اند كه قصه ربايش را از حالت عمومي و بين المللي بيرون آورند! با اين حال، رفت و آمدهاي گسترده با اين كشور و پذيرايي از مقامات ريز و درشت آن در ايران در جريان است، بي آن كه خبري از سرنوشت و آزادي امام موسي صدر به ميان آيد
را به امضا رساند.
اين در حالي است كه هيچ خبري مبني بر پيگيري قصه ربايش و تعيين سرنوشت امام موسي صدر نيست و ما همچنان از وضعيت اين شخصيت برجسته ايران و جهان اسلام بي خبريم. 

جالب آن كه سران ليبي و به ويژه قذافي هم تا كنون در اين زمينه پاسخگو نبوده و حتي با طرح مسأله پرداخت مبالغي به خانواده امام صدر، بر آن بوده اند كه قصه ربايش را از حالت عمومي و بين المللي بيرون آورند! با اين حال، رفت و آمدهاي گسترده با اين كشور و پذيرايي از مقامات ريز و درشت آن در ايران در جريان است، بي آن كه خبري از سرنوشت و آزادي امام موسي صدر به ميان آيد.

امام صدر، الگويي براي انسجام اسلامي

گذشته از وضعيت مبهم و سرنوشت جسمي امام موسي صدر، با توجه به موضوع اتحاد ملي و انسجام اسلامي در سال جاري ايشان كه تجربه خوبي در لبنان داشت، مي توانست به عنوان الگوي بسيار مؤثري در اين زمينه مطرح شود تا با پردازش و تحليل انديشه، تجربه و سيره عملي امام موسي صدر، زمينه هاي عملي اتحاد ملي و انسجام اسلامي را تحقق بخشيم. با اين حال، متأسفانه كاري انجام نشده و انديشه و تجربه ايشان همچنان در محاق است. 

چندي پيش، در حاشيه نمايشگاه انسجام اسلامي، نشستي با همراهي و سخنراني دو تن از صاحب نظران انديشه و سيره امام موسي صدر درباره «انسجام اسلامي: انديشه و تجربه امام سيد موسي صدر» برگزار شد. بايد اشاره كنم برخي مباحث درباره انديشه و سيره امام صدر براي حضار شگفت آور بود. در آن نشست، درباره انسجام اسلامي از ديد امام صدر و ضرورت انسجام و اتحاد اسلامي سخن گفته شد و برخي از اساتيد نيز به اوضاع لبنان پيش از ورود امام صدر و تأثيرات ايشان بر جامعه لبنان و برخي نكات درباره حيات سياسي و اجتماعي و علمي و بيان برخي ديدگاه هاي فقهي آن بزرگوار در زمينه اتحاد و انسجام اسلامي پرداختند كه الگوبرداري از آنها براي جامعه ما ضروري و مفيد است. 

راهبرد اساسي صدر در لبنان كه با درس آموزي
امروز اما با نبود حضور فيزيكي ايشان رو به رو هستيم. به ظاهر تلاش هاي انجام گرفته براي تعيين سرنوشت ايشان به ثمر ننشسته است، اما آيا اين تلاش ها كافي و مدبرانه بوده است تا خواسته خانواده ايشان، مشتاقان فكر و انديشه امام صدر و خواسته امام خميني كه ايشان را فرزند خود مي دانست و رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي محقق شده است؟
از شكست روش سيد جمال الدين اسدآبادي كه منحصر به حضور در ميان حاكمان و نخبگان بود، با حضور مستقيم در ميان مردم در دورترين نقاط لبنان همراه بود و از اين رو با پشتوانه و نفوذ مردمي همراه شد، زمينه و باب گفت و شنود با نخبگان و حاكمان را نيز براي او بيش از پيش باز كرد تا از اين پشتوانه عظيم در تعامل با حكومت براي رسيدگي به مناطق محروم شيعه نشين لبنان بهره گيرد و آنان را ملزم كند تا به عدالت به همه نقاط و مناطق توجه كنند و امكانات عمومي را عادلانه در ميان همه مناطق تقسيم كند. 

اين فعاليت البته افزون بر همه اقدامات نهادي و سازماني و تشكيلاتي در حوزه هاي فرهنگي و اقتصادي و سياسي بود كه به مرور به وسيله ايشان پايه گذاري و تأسيس و به گونه اي هم در تمايز بخشي و ارتقاي شيعيان لبنان مؤثر واقع شد و هم زمينه هاي انسجام و همبستگي ملي و اسلامي را فراهم آورد.

آيا اين تلاش ها كافيست؟

امروز اما با نبود حضور فيزيكي ايشان رو به رو هستيم. به ظاهر تلاش هاي انجام گرفته براي تعيين سرنوشت ايشان به ثمر ننشسته است، اما آيا اين تلاش ها كافي و مدبرانه بوده است تا خواسته خانواده ايشان، مشتاقان فكر و انديشه امام صدر و خواسته امام خميني كه ايشان را فرزند خود مي دانست و رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي محقق شده است؟ به صراحت پاسخ منفي است. 

سال گذشته در بزرگداشت سالروز ربوده شدن آن امام عزيز كه توسط جنبش امل در تهران برگزار شد، برخي از كساني كه درگير در پرونده بودند نيز گزارشي از كارهاي خويش ارايه كردند. بعدهاً در صحبت با يكي از اعضاي مؤسسه تحقيقاتي امام موسي صدر گفتم كه از اين نحوه پيگيري براي تعيين سرنوشت امام موسي صدر به كلي نااميدم، چرا كه بحث پيگيري سرنوشت امام صدر در حاشيه است و به آن هم در حد رفع تكليف پرداخته مي شود و... .

نظر امام خميني در خصوص موسي صدر

خاطر نشان كنم كه امام خميني
به هر حال، امام موسي صدر، شهروند جمهوري اسلامي ايران به شمار مي رود و از اين رو بر دولت مردان و صاحبان همت و مسئوليت است كه با تدبيري درست كه به نتايجي مطلوب منتهي شود، دولت ليبي را در فشار گذارند و از همه توان ديپلماتيك و بين المللي براي آشكار شدن سرنوشت مظلوم اين ربايش و بلكه مظلومان اين ربايش بهره گرفته شود
در زمينه سرنوشت امام موسي صدر از همان آغاز ربودن ايشان، واكنش نشان داده و از سران كشور سوريه و جنبش آزادي بخش فلسطين ميخواهد در اين زمينه اقدام كنند. ايشان درباره امام موسي صدر مي گويد: «آقاي صدر را كه من سال هاي طولاني ديده ام، بلكه بايد بگويم من بزرگ كرده ام ايشان را، من فضايل شان را مي دانم و خدمت هايي كه پس از آن كه به لبنان رفته اند، كرده اند، آن هم مي دانم و آنچه لبنان احتياج به ايشان دارد، باز آن را هم مي دانم و من اميدوارم كه انشاءالله ايشان برگردد.» (سخنراني امام در ششم شهريور 1359).

اميدواريم بي خبري ها پايان يابد

مقام معظم رهبري نيز در پيامي به همايش علمي بزرگداشت امام موسي صدر به عامل وحدت و هويت بخشي ايشان اشاره كرده و مي نويسد: «وحدت و هويت بخشيدن به شيعيان لبنان و ايجاد همزيستي و احترام متقابل ميان پيروان اديان و طوايف سياسي در آن كشور از سويي و صراحت در معرفي رژيم صهيونيست به نام «شرّ مطلق» و اعلام حرمت همكاري با آن از سوي ديگر و سرانجام، ابراز ارادت و صميميت نسبت به رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ... از اين عالم بزرگوار ... شخصيتي همه جانبه پديد آورده بود... .اميدواريم بي خبري ها در اين قضيه با همت صاحبان همت و مسئوليت پايان يابد.» (28 خرداد 1378) اما متأسفانه همچنان بي خبري ها ادامه دارد.

شهروند جمهوري اسلامي

به هر حال، امام موسي صدر، شهروند جمهوري اسلامي ايران به شمار مي رود و از اين رو بر دولت مردان و صاحبان همت و مسئوليت است كه با تدبيري درست كه به نتايجي مطلوب منتهي شود، دولت ليبي را در فشار گذارند و از همه توان ديپلماتيك و بين المللي براي آشكار شدن سرنوشت مظلوم اين ربايش و بلكه مظلومان اين ربايش بهره گرفته شود؛ چيزي كه به نظر تا كنون از آن غفلت شده و به ويژه اين مسأله در سازمان هاي حقوق بشر جهاني كمتر طرح و برجسته شده است. 



کد مطلب : 1104
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ
آدرس ايميل :
     نمايش آدرس ايميل
نظر شما :